عاد ، ثمود و اصحاب رس

  • مشاهده در قالب پی دی اف

 عاد ، ثمود و اصحاب رس

  

با مطالعه تاریخ جهان خصوصا" ظهور و سقوط امپراطوریهای بزرگ تاریخ جهان سه جریان بیشتر جلوه مینماید، سه جریان سیاسی که به جرات می توان گفت در برگیرنده تمام جریانهای سیاسی است که معمولا" به شکل یکسانی اداره تمدنها را بر عهده گرفته اند و نظامهای سیاسی معمولا" بر اساس این سه جریان بنا شده است و نام تمدنها به نحوی به این سه جریان گره خورده است که با مراجعه به مباحث زباشناسی باز ریشه های آن به آسیای میانه یا دقیقتر به تاکلاماکان و جلکه تاریم بر میگردد و آن سه جریان سیاسی و تمدنی است که در قرآن به نامهای عاد ، ثمود و اصحاب رس اشاره شده است.

 

با مراجعه به قرآن و نحوه رفتارهای این سه جریان براحتی میتوان دریافت که در نظام "عاد" نظامی متمرکز یا مرکزگرا حاکم بوده در حالیکه در نظام ثمود نظام توزیع گرا یا جمهوری و در اصحاب رس تمام نظامهای سیاسی در برهه های زمانی مختلف اختیار و توان بروز و مشارکت در قدرت را داشته اند و با توجه به روایات و احادیث  باقی مانده از امیرالمومنین (ع) این گروه گرد درختی برای پرستش جمع می شدند که در این راستا به تدریج از نقطه نظر زبانشناسی تاریخی به بحث مورد نظر نزدیک شده و در ادامه به تحلیل و کالبد شکافی تمام این سه جریان خواهیم پرداخت .

 

 

"عاد"

 

با بررسی در نامهای تمدنهای قدیمی، نام عاد را میتوان از بسیاری از نامهای مکانها و تمدنهای باستانی استخراج کرد که در ذیل به برخی اشاره مینماییم:

 

آتن ، عدن ، ایتالیا ، هیتیت ، ادینبورو ، آدریان ، آتلانتیس ، هتن ، آدریاتیک ، ماد و ...

 

البته این نام مطمئنا" یک نام مذهبی-سیاسی بوده که نشانگر اعتقادات این تمدنهای با نام مشترک بوده که در نام تمدنها اثر خود را باقی گذارده است حتی در نام تمدنها یا اقوام ازنظر زمانی نزدیک به زمان خودمان نیز این نامها را مشاهده مینمائیم در هر صورت با کمی اضافات به نامهای مزبور میتوانیم به ریشه آن پی بریم که نتایج ذیل بهمراه کمک  گرفتن از شواهد تاریخی و قرآن بدست میاید:

 

Ad, Eden, Athen ------> Hotan , Khatan (Xotan)

 

به نام ختن میرسیم که شهری است در آسیای میانه در جنوب صحرای تاکلاماکان که البته به نام مبارک خداوند میرسیم زیرا نام ختن نام دگرگون شده خداوند (جل جلاله) میباشد:

Kho=Co?

 

Khatan ---------> Hakh + Theon

 

در حقیقت نام این شهر از نام خداوند گرفته شده و منشاء نام تمام تمدنهای منبعث از این نام میباشد که در طول جغرافیای جهان از آسیا گرفته تا اروپا و آفریقا و آمریکا آنرا میتوانیم مشاهده کنیم در حقیقت نام تمدنها رمز شکل گیری و پایداری آنها را بیان مینموده که همانا خداوند متعال بوده است.

 

با اعتقاد راسخ به این مرکز و نیروی لایزال تمدنها بصورت متحد شکل میگرفته و با شرک و تضعیف این اعتقاد تمدنها تضعیف و در نهایت تجزیه و از هم فرومی پاشیده است. در حقیقت اعتقاد به خدا عامل وحدت چندگانگی و هویتهای گوناگون بوده تا نظامی هماهنگ و پایدار به پایداری عمق اعتقاد به اصول اولیه شکل گیری جامعه و تمدن شکل گیرد و در نتیجه زمان پایداری با زمان حفظ اعتقاد متناسب بوده است.

 

با انحراف از توحید و انتشار شرک توسط مرکز مدیریت و قدرت برای حفظ سلطه بر اقوام و زیر نظامهای تحت امر در نتیجه تضادهای غیر قابل کنترل موجب تضعیف و فسادهای گسترده و در نهایت نابودی نظام میگردید که در قرآن به سرنوشت قوم عاد اشاره دارد که چکونگی سوء استفاده از قدرت توسط نظام مرکز گرای عاد یا با ترم سیاسی معاصر "راست گرای افراطی شده مونارشی" موجب خشم خداوند و نابودی این قوم میگردید چنانکه  برای نابودی آن خداوند هفت شب و هشت روز بادهای سهمگین بر آن مسلط میکند که نشان از اضمحلال دیرتر آن نسبت به سیستمهای توزیع گرا دارد که در قرآن مثال آن برای قوم ثمود ذکر شده است.

 

تمام نظامهای مونارشی یا سلطنتی از چنین سیستمی مرکز گرای تئوکراتیک حکایت دارد یعنی عاد مثال تمام این حکومتها و نظامهای سیاسی معاصر در جهان قبل از فراگیر شدن مونارشی انگلوساکسونی است که همه به نحوی خود را از جانب خداوند و پادشاهی را در بیان نامه خود عنایتی از جانب خداوند به عنوان اصل پادشاهی خود پنداشته اند چنانکه در مونارشی انگلیسی چنین ذکر میکند و در حقیقت مونارشی به نحوی به تئوکراسی وابسته است که پادشاه خود را نماینده خداوند میپندارد.

 

هیچ نظام مونارشی-سلطنتی را نمیتوان یافت که خود را منصوب خداوند نداند و یا میتوان بطور قطع دانست که نظامهای مونارشی نظامهای تئوکراتیک میباشند که در راس آن شخص خود را از جانب خداوند برای حکومت بر مردم برگزیده شده است و حکومت لطفی از جانب خداوند دانسته میشود. و در آیات قرآن نیز به خود رایی متکی به قدرت متمرکز عادیان اشاره دارد و به آنکه خدایی که آنها را آفریده از آنها قئرتمند تر است در حقیقت نشانگر اعتقاد آنها به خدا ولی انحراف از اعتقاد خالص و حقیقی آنها را به سوء استفاده از قدرت و انحراف از مسیر خداوند میکشاند و حال آنکه علی رغم تمام این رفتارهای ضد خدا نام خدا را بر تمدن خویش گذارده بودند یعنی به نوعی به مفهومی منحرف از خداوند معتقد بودند که علت فروپاشی آنها میگردید ، نظامی به ظاهر الهی و توحیدی با نقابی از حکومت خداوند و درون پر از شرک و نفاق و تسلط شیاطین بر ارکان حکومت که در درون خود متحد ولی انتشار دهنده شرک و تجزیه برای حفظ سلطه و استفاده از قوای قهریه مداوم برای سرکوب مخالفین نظام بوده است و خشم خداوند از این ظلم چنانکه عذاب پی رد پی را برای ریشه کن کردن نظام خود رای بی توجه به خواست عمومی مشروع را در پی داشته و از هفت و هشت روز برای ریشه کنی عادیان در تاریخ مکتوب یا آرشیو الهی یعنی قرآن کریم که یادآوری برای جهانیان است، ذکر میگردد.

 

با جستجوی مجدد در نامهای جغرافیایی به نام اطلس یا آتلانتیس برخورد میکنیم که با دقت بر نام به ترکیب آت+لانتیس و اط+لس میرسیم.

 

اطلس را میتوان به شکل ذیل تحلیل نمود که در آن "اط" نماینده "عاد" و "لس" نماینده رس یعنی حکومت.و قانون خواهد بود که مجموعا" به حکومت خداوند اشاره دارد:

 

Atlas   =====>      At  +  Las ======> Theo + Res  ======> Tu + Ruk =====> Turuk

 

به همین شکل بسیاری از نامها باز اشاره به حکومت یا سرزمین خداوند دارد:

 

Atalanta  =====> At + Land

 

Adriatic  =====> Ad + Rey

 

در تمام این نامهای جغرافیایی مستقیم یا غیر مستقیم به نام خداوند و اتصال به این نام به عنوان عامل مشروعیت در میان مردم اشاره دارد که پایه های حکومت بر مردم و تبعیت و فرمانبرداری مردم متکی بر این اعتقاد است.

 

با انحراف از خط توحید و گرفتاری در خط نفسانیت و انحراف به شرک مفهوم ناب خدا و توحید نیز برای ارضای آمال و آرزوهای حاکمان تغییر و با رقابت حاکمان رقیب مجاور، تجمع قدرت وابسته به اتصال هر چه بیشتر حاکمان به خداوند قلمداد میشد و در بلبشوی رقابت بتدریج حاکمان خدایی به سمت خدا قلمداد نمودن خود و تحمیل آن به مردم حرکت مینمودند و در حقیقت علت شرک و قلمداد نمودن خدایی بجای خدا همین نیاز به قدرت متقابل با نظامها و حکومتهای مجاور بوده است که در بحرانی ترین حالت و وضع موجود منجر به ایجاد خدایان متعدد برای تجزیه جامعه و یا شرک عملی و ایجاد تضاد برای مستهلک کردن نیروهایی که تهدیدی برای حکومت مرکزی بود، میگردید و همین نتایج فاجعه باری چون جنگ و خونریزی و استهلاک نیرو و انرژی جامعه و سیه روزی میگشته و چنانکه به حق بدلیل همین تضاد آفرینی و درگیری شرک در قرآن به ظلم عظیم تعبیر میگردد.  

 

هیچ نظام سیاسی معقولی را نمیتوان یافت که در درون خود تضادها را بپذیرد در حالیکه همه از او تبعیت مینمایند و تمامیت یا همگرایی درونی و حذف تضادهای مخرب از اصول کشورداری است و هیچ نظامی تجزیه نظام خویش را نمیپذیرد و این در نظام الهی نیز صادق است در نظام الهی، توحید همان تمامیت در حوزه پادشاهی خداوند است و شرک ایجاد پادشاهی های متعدد متضاد به نام خدا و شورش در مقابل خدای حق است که جهتها و اهداف و دستورالعمل های متفاوت را در زندگی افراد تحت امر خویش ترویج مینمایند که خود موجب منازعات آینده جوامع در برخورد و مواجهه با یکدیگر میگردد که در قرآن اشاره به خدایی واحد در مقابل خدای متضاد و مزیت خدای واحد را به قضاوت انسان مینهد.

 

عدم اعتقاد به خدای واحد و شرک انسانها را از هم دورمینموده و مرزی اعتقادی ایجاد و این مرز اعتقادی در عمل به مرزهای فیزیکی منجر و همین فجایع بشری و جنگهای خانمانسوز را در تاریخ بشر سبب بوده است و مهمترین رسالت رسولان بازیابی مجدد توحید جامعه با اعتقاد توحیدی بوده است تا جوامع مرزبندی شده مجددا" به یکدیگر متصل و مرزهای جوامع که علت اصلی تصادمات بوده ، حذف گردد و جامعه و انرژی آن بجای تضاد در جهت شکوفایی و بهروزی افراد جامعه بکار گرفته شود پس تنها تفاوت اصولی بین توحید و شرک فرق بین خدا و خدایی بوده که همگرایی و یا واگرایی را رقم میزده که اعلام خدا بودن شرک و واگرایی و اعلام خدایی بودن توحید را بشارت میداده است و در صورتیکه خدایی بودن در عمل در وجود ولی الله متجلی میشده که حلقه اصلی توحید بوده. گرچه بحث در مورد عاد بحث بسیار گسترده است ولی بحث را خلاصه و با ذکر مطالبی محدود به بحث ثمود وارد خواهیم شد.

 

همانطور که دیده شد اعتقاد به خدا منشاء اصلی تجمع انسانها به عنوان اقوام بوده است و تمدنها با این اعتقاد ساخته میشده و هر قدر این اعتقاد مستحکم تر و سالمتر بوده جامعه به بالندگی خود ادامه میداده و در صورت انحراف از اعتقاد اصیل در نتیجه تمدنها بتدریج راه اضمحلال خود را تا نابودی می پیمودند چنانکه در قرآن به وفور به سرنوشت قوم و تمدن عاد اشاره دارد قوم قدرتمند مرکزگرایی که بدلیل انحراف از مسیر توحید و نارضایتی عمومی در بهترین حالت به سمت نظام جمهوری ثمودی توزیع گرا حرکت مینموده که با انحراف آن نیز از اصول جمهوری و اتخاذ قوانین افسارگسیخته و در نتیجه اوج فساد فراگیر موجب پوسیدگی ارکان جامعه میگردیده که با صیحه و تلنگری نه چندان قوی نابود میگردیده که باز قرآن به آن اشاره مینماید.

 

همانطور که اشاره گردید منشاء لغت شناسی و معنوی کلمه خدا ، عاد ، آتون ، عدن ، آتن ، گوت ، غز و ... که همه به نامهای مبارک خداوند اشاره دارد شمال غرب چین شهر ختن و حوالی آن میباشد و این اعتقاد از این نقطه به سمت غرب و جهان منتشر گردید. اقوام و تمدنهایی که به این نام در جغرافیای سیاسی قدیم در تاریخ به ثبت رسیده که نام خود را از نام خداوند گرفته بوده تمدنهای ختن یا چین امروزی ختائیان در شمال چین ، قره ختائیان در شمال غرب چین و با دقت در اتیمولوژی نام خدا یعنی:

 

Khoda  =======>  Kho + Da =======>  Co + Theo

 

 

میرسیم که در آن حروف "س" یا "ک" به معنی با هم بودن ، همگرایی یا اتحاد میباشد چنانکه در بسیاری از زبانهای جهان چنین است مثلا" در روسی "س و ک" به همین معنی اشاره دارد و در زبان انگلیسی در کلمات

Co-Existence , Co-Operation

 

"کو" به معنی به معنی با هم بودن و بطور خلاصه همگرایی میباشد در حقیقت بر اساس قاعده تبدیل حروف در الفاظ گوناگون "خ" به "ک" و "س" و "ز" و "ج" و احتمالا" بسیاری از حروف دیگر قابلیت تبدیل داشته باشد چنانکه از کلمه خدا چنین استنباط میگردد که حرف "خ" از خدای واحد سخن میگوید چنانکه "دا" همان" تئو" یا تانری یا تاری به معنی داست و مجموع آنها خدای همگان یا خدار واحد ر تمثیل مینماید یعنی خدائیکه همگان را خداست و به همین شکل خدای واحد و یکتای تمام آدمیان است.

 

همانطور که میدانیم نام خدا در اقوام گوناگون نامهای متفاوت ولی مفهوم و معنی آن حتی در کلمه نیز مشابه یکدیگر است و تماما" به یکی بودن و یکی شدن و توحید و اتحاد اشاره دارد چنانکه "الله" یعنی لفظ عربی خداوند نامی است که مفهوم آن دوست و دوستی و اتفاق است که با مراجعه به زبان انگلیسی یا لاتین کلمه آللای را مشاهده خواهیم کرد که از کلمه مادر خویش یعنی ایل یا ال نشات گرفته است و با مراجعه به نام اقوام و ایلت و تمدنها که معمولا" آنها را به ایل متصل مکنیم متوجه میشویم که ایل همان اتحادیه ای از مردمان که بصورت اجتماع ظاهر میگردند که نقاط مشترک خویش را مبنای اساسنامه و قانون اتحاد و همزیستی خود قرار داده اند در حقیقت با مراجعه به برخی زبانها معنی ایل یا ال آشکار میگردد چنانکه در زبان یونانی به "فیلو" در عربی "ولی" و در انگلیسی به --- میرسیم یعنی همه به دوستی و اتفاق اشاره دارند و در حقیقت نام خداوند همین معنی دوستی و دوست است یعنی شاخص اعتقاد و حضور خداوند دوستی و در تعبیر معصومین "مودت" بین افراد جامعه است و نشانه شرک تضاد و درگیری و دشمنی و آشوب است ، نشانه خداپرستی آبادی است ، متشکل بودن و نظم داشتن و نشانه شیطان پرستی نامتشکل بودن ، بی نظمی ، تجزیه نامحدود است و همین کلمه شیطان که از ریشه کلمه شطن میباشد به معنای شکستن و تکه تکه کردن و به عبارت ساده تر تجزیه میباشد در حالیکه نام دیگر خداوند یعنی لفظ "خداوند" در تمام تعابیر به اجتماع ، مجموع بودن یا متشکل بودن اشاره دارد و بسیاری از کلمات با دقت از نام خدا نشات میگیرد مثل کلمات غدیر --- کن --- غده ، ختن ، عاد ، عدن همه به نام خداوند اشاره دارد و معانی کلمات به پیوستن را حول نقطه ای واحد را تبیین میکند.

 

نام خداوند حتی خود را در برخی افعال نیز منعکس کرده است فعل گت ---- به معنای جمع شدن و گت تو گدر --- یعنی ددر محلی جمع شدن نشانگر همین خصوصیت است. نام غدیر یعنی محل گردآمدن نیز از نام مبارک خداوند است و همینطور     

 

 

نام خداوند حتی خود را در برخی افعال نیز منعکس کرده است فعلGet  به معنای جمع شدن وGet together   یعنی در محلی جمع شدن نشانگر همین خصوصیت است. نام غدیر و لفظ انگلیس آن Gather یعنی محل گردآمدن نیز از نام مبارک خداوند است و همینطور  Getکه همان God میباشد. در حقیقت هر آنچه به تجمع و مجتمع بودن اشاره دارد به کلمه مبارک خداوند اشاره دارد یعنی خداوند سمبل تمام اسماء یا اتصالات الهی است برای کنار هم نگه داشتن اجزاء آفرینش و بالاخص افراد جامعه بشری است، اگر جامعه ای ایده آل بتوان تصور کرد همانا جامعه ای متحد و پایدار در بهترین شکل خود است که این جامعه انعکاس خویش را در پذیرش و تبعیت از ولی مورد تائید خداوند که تمام اوصاف و اسماء الهی را متجلی است، به عنوان جامعه خدایی، خواهد بود.

 

در حقیقت مفهوم خداوند و توصیف صفات خداوند در قرآن یک تعارف نیست بلکه التزامی است که به امنیت و رفاه و یا عدم امنیت و استثمار و عذاب دنیوی در این جهانی انسان به آن وابسته است و کنترل این مفهوم آبادی یا خرابی جهان دنیوی را معین میکند.

 

خدایان ساختگی یهود و مشرکین که جهانی پر تضاد و درگیری ، خونریزی ، عذاب و گریه و زاری را به ارمغان آورده و خدای اهل بیت (ع) یا اهل آبادی که محبت و الفت و عشق و محبت را نوید داده و آنرا به ارمغان آورده است.

 

خدایی که یهود آنرا مختص خود میداند که حیوانهای انسان نما را برای خدمت به آنها آفریده است با خدایی که در کلام و تربیت امیرالمومنین (ع) منعکس است که در نامه به مالک اشتر انسانها را دوگونه که یا در دین با تو شریکند یا در آفرینش ، میشمارد و به خصلت انسانی مشترک تمام ابناء بشر اشاره دارد ، مطمئنا" متفاوت خواهد بود که در نوع اول به شرک و تجزیه و در نوع دوم توحید جامعه انسانی را نوید میدهد.

 

 

 

 

 

 

 

ثمود

 

در اینجا به بحث "ثمود" خواهیم پرداخت. بهترین منبع برای بررسی این نظام آیات قرآنی با تکیه بر اتیمولوژی کلمه میباشد.

 

در بخشی از آیات قرآنی ثمود را قومی انتخاب گرا که رئیس دولت با انتخابات به راس نظام سیاسی میرسد معرفی شده است طبق آیه:

 

 

و در آیه بعد به گروههای متعدد اشاره دارد که علیه حضرت صالح (ع) توطئه میکنند و این به تکثرگرایی نظام اشاره دارد یعنی در مقابل نظام "عاد" ای تمرکز گرا این نظام ، نظام توزیع گرا بوده است در حقیقت مثال قوم عاد 

در نظاامهای سیاسی دست راستی ملی گرا و مثال قوم "ثمود" را در نظامهای سیاسی دست چپ سوسیالیست مشاهده میکنیم.

 

اتیمولوژی کلمه ثمود نیز همین را تائید مینماید آنجا که با دقت در حروف و کلمه به ترکیب ذیل میرسیم:

 

 ثمود =========> ثم + اود                               

Thamoud=====> Tham + Oud   

                                                      

که "ثم" تغییر یافته جم یا جمع و با مراجعه به کلمات هم ردیف در سومر   Sumer ، Oud  همان تغییر یافته   کلمهEr  یا Ur  میباشد ور درحقیقتت ثمود کلمه ای تحول یافته از سومر میباشد که خود سومر نیز به کلمه جمهور اشاره دارد.

 

در صورتیکه از منظر "ارک" به مسائل نگاه کنیم در حقیقت جمهور خود از دو کلمه جم+هور تشکیل شده است که جم همان جمع و هور همان اور یا اوروک یا اراک یا ارک میباشد یعنی این به ارک یا حکم یا حکومت جمعی نظر دارد که به تعبیر کنونی حکومت مردم بر مردم اشارت دارد.

 

نامهای شهرها و مناطق جغرافیایی همواره از نام اقوامی که نظامهای سیاسی-اداری را شکل داده اند گرفته شده است و هر قوم نام خویش را به منطقه سکونت خود داده است. بسیاری از نامهای اقوام به ظاهر متفاوت در اصل به نظامهای سیاسی واحد از نظر مفهومی اشاره دارد و تنها الفاظ و شکل آن تغییر یافته و نام هر قوم منبعث از شکل نظام سیاسی آن است یعنی نام اقوام منعکس کننده نظام سیاسی آن بوده است و برخلاف تصور معمول بسیاری از نام اقوام موجودیتی مستقل از مفهوم سیاسی حاکم را نداشته اند و جستجوی نام آنها با افسانه های اساطیری در هم آمیخته است که با حقیقت موضوع بسیار متفاوت است.

 

جنبشهای جمهوری از قدیم الایام تا تاریخ مکتوب قدمت دارد و بهمین جهت نام اقوام به شکلی ملموس یا ناملموس تحول یافته کلمه جمهور است. اقوامی که به ظاهر خود را هویتی مستقل شمرده اند همه از مفهوم نظام سیاسی واحدی پیروی نموده اند که به جمهوریت اشاره دارد. مثلا" شاید براس بسیاری نامهای ثمود، جمهور، سریانی ، عرب ، کرد ، عبری و ... متفاوت باشد ولی دقت بر نام و تاریخ، همه آنها را حول کلمه و مفهوم "جمهور" متحد میکند یعنی تمام آنها به حکومت جمعی یا مردم بر مردم که نمود آن شورا و مجلس است، اشاره دارد. یعنی بدون شورای مشورتی و مجلس که از وکلای انتخاب شده مردم تشکیل شده ، حکومت جمهوری بی معنا است.

 

در این بین شهرهایی را مشاهده مینمائیم که نام خود را از نام مجلس در قدیم گرفته اند. در این میان نام سه شهر به وضوح با شباهت کاملی با یکدیگر، دیده میشود:

 

  1. ارومچی از استان سینکیانگ-اویغور
  2. روم در ایتالیا
  3. اوریم در سومر قدیم

 

با مراجعه به اتیمولوژی و حقایق تاریخی به اتحاد تفکر سیاسی در هر سه بناکننده این شهرها میرسیم. در زبانهای ترکی Yormak به معنی تفسیر و ابراز مفهومی موضوعی خاص است در حقیقت افراد مختلف با تماس با یکدیگر در موضوعی خاص نظرات خویش را بیان داشته تا به حکم واحدی برسند در حقیقت هر حکم واحد خود حاصا تجزیه تحلیلهای گوناگونی است که خلاصه و سمبل آن بصورت حکم درمیآید.

 

در روم قدیم محلی به نام فورومForum  را مشاهده میکنیم که به همین منظور بنا شده بوده و افراد با حضور مسائل مختلف را مورد بحث گذاشته و تصمیمات مهم اتخاذ میشده است. احتمالا" تشکیل همین فورومForum  پیش زمینه ای برای شکل گیری مجلس یاRome  یا Rum یا اوریم گردید در حقیقت Forum و محل آن شهر  Rome  به شکلی اراده جمعی برای اتخاذ تصمیمات عمومی در شورای متشکل از نمایندگان گروههایی از مردم بوده است.Forum  یا Urim  را نمیتوان جدای ازRome   دانست و نام شهر Rome نیز به احتمال قریب به یقین از Forum به معنای شورا یا مجلس گرفته شده است و این کلمه خود دو بخشی از دو کلمه For+Um تشکیل شده که For تحول یافته Er  یا Erk به معنای حکم یا فرمان میباشد و Um تغییر یافته کلمه Com یا Cum به معنای جمع، عموم، عام، همه خواهد بود و جمع این کلمه یعنی For و Um به معنی حکم عمومی یا حکم عام ملتزم الاجراء برای افراد حاضر در شورای مشورتی خواهد بود زیرا شرط شکل گیری Forum نیز همین بوده تا با ارائه مشکلات برای بحث و یافتن راه حل در شورا  به نقطه مشترکی که همه از آن تبعیت کنند، بوده است که اوج آن بب مجلسی که در آن اکثریت قانونی تصمیم گیرنده حکم عمومی بوده، ختم میگردیده یعنی مجلس ملی به همین شکل از نمایندگان شوراها یا مجالس کوچکتر زیرگروه شکل میگرفته است.

 

در حقیقت این تحلیل ما را به اتحاد مفهومی اساسی بنیانگذاران این سه شهر بسیار دور از هم رهنمون میکند که نام خود را در نامهای این شهرها منعکس نموده است و با مشاهده تحولات سیاسی-اجتماعی هان از منظر یا "عینک" ارک به منشاء اصلی آن یعنی شهر ارومچی در شمال غرب چین میرسیم در حقیقت همان اقوام و طرز تفکر سیاسی که ارومچی را شکل داده همان شکل دهنده تمدن سومر یا Urim و Rome بوده است و آن نظامی جهان شمول بر اساس حکم عمومی بوده است. و این جز مفهوم و نظام جمهور نیست و نام سومر نیز جز تحول یافته یا تلفظ دیگری از جمهور نمی باشد به شکل ذیل:

 

Sumer =======> Sum + Er ========> Cem + Hur = Cumhur

 

برخی اوقات کلمات دو جزئی در تقدم و تاخر اجزاء دچار تحول شده و این بدلیل تغییرات اندک گرامری در زبانهای متفاوت میباشد که در کلمات ارومچی، روم، اوریم و سومر اتفاق افتاده است و همه به کلمه جمهور اشاره دارد.

 

در تمام کلمات ، کلمه "ارک" یا "ار" در ابتدا و کلمه "اوم" یا "م" در انتها ذکر شده است ولی در جمهور جای این دو جزء تغییر یافته است و در یونانی نیز همین روال در کلمه دموکراسی اعمال شده است و همانطور که میدانید کلمه دموکراسی همان جمهور است و دموکراسی از دو کلمه "دمو" و "راسی" تشکیل شده است به شکل ذیل:

 

Democracy =================> Demo (+c) + Rac (+y)

 

که "”Demo همان جمع و راس با تغییر حرف "ک" به "س" در برخی زبانها "ارک" یا "ار" یا حکم است یعنی مجموعا" به حکم عموم یا جمهور اشاره دارد و در حقیقت نام دموکراسی تغییر یافته کلمه جمهور میباشد.

 

همانطور که قبلا" ذکر شد نام بسیاری از اقوام از این نام جمهور برگرفته شده و صرفا" یک نام بی مفهوم نبوده بلکه به نظام سیاسی اشاره دارد.

 

در این میان به نام اقوامی اشاره خواهیم نمود که در گذشته ای نه چندان دور از ما زیسته اند، جنبش و در نتیجه آن نظام جمهوری که مناطق مختلف جهان و اقوام مختلف بر اساس آن شکل گرفته بود بصورت همه گیر چون جهان معاصر ما نشانه ای از مقبولیت و اشتهار حکومت منطقه ای بوده یعنی نظامهای جمهوری مختص دوران کنونی ما نبوده و از قدیم الایام جزئی از نظامهای حکومتی به شمار میرفته و نظامهای جایگزین جز بدلیل انحراف از اصول و اساسنامه اولیه تشکیل نظام جمهور نبوده است. در حقیقت مد جمهوری یا دموکراسی کنونی مد و پرستیژ جهان قدیم نیز بوده است احتمالا" راهی برای تکفیر نظامهای ناهمگون رقیب مجاور و غیر مجاور برای اشغال و در اختیار گرفتن سرزمینهای ناسازگار که مجاورت آنها و تمایل هر نظام به توسعه و فشار به مرزهای یکدیگر موجب درگیری و غلبه نظام قویتر و اتحاد قومی و سرزمینی دو نظام حکومتی مجاور هم مرز تا شکل گیری امپراطوریهای عظیم میگشته است به هر حال به بحث خود در زمینه رابطه نام قومها و مفهوم جمهوریت برمیگردیم.

 

با بررسی نام اقوام در جهان خصوصا" در بین النهرین و مجاور آن برخی حروف را به وفور در نامهای اقوام میتوانیم مشاهده کنیم که بیشترین فرآوانی را در حروف ذیل یا هم ردیفهای آنه میتوانیم مشاهده نمائیم: ر (ی) ، م (ب) ، ز ( ث، س، ج، ت و ...)

 

نامهایی چون عرب ، سریانی ، کرد ، آسوری و ... همه حرفی را شامل هستند که نشانی از بحث ما در اختیارمان میگذارد یعنی نشانی از نوع حکومت زیرا حرف "ر" "ار" یا "ارک" یعنی قانون حاکم و به نوع حکومت اشاره دارد.

 

با حروف لاتین بهتر میتوان به تحلیل موضوع پرداخت و از این نگارش جهت تحلیل نام اقوام استفاده خواهیم کرد زیرا حماسه بعدها وارد نظام استقرار یافته گردید در حالیکه در ابتدای امر همیشه هدف حل مسائل اساسی مجموعه مردمی بود که بعدا" به شکل اقوام درآمدند.

 

عرب

 

قوم عرب برخلاف تصورات حماسی و افسانه ایی اشاره به خاندانی که نامی از پدر و اجداد گرفته شده باشد ندارد که بر اقوام یا ملل دیگر چیره شده و حکومتی شکل داده باشد چنانکه معمولا" حماسه و افسانه در بسیاری از تاریخ حقیقی وارد و آنرا از مسیر خود منحرف نموده است. عرب به شکل لاتین به شکل Arab خواهد بود و تحلیل کلمات حقایق ذیل را به شکل ذیل نمایان خواهد کرد که در حقیقت این نام از دو جزء Ar و Ab تشکیل شده است که Ar مخفف کلمه Ark به معنی حکومت و Ab تغییر یافته کلمه Um به معنی عموم یا عام یا جمع با اضافه کردن "ج" به ابتدای کلمه می باشد یعنی به تحلیل ذیل میرسیم:

 

Arab =================> Ar (Ark, Ur) + Ab (Am, Um, Im)

 

یعنی به کلمهUrim  ، Sumer ، Eram یا بطور خلاصه جمهور Cumhur میرسیم یعنی هوت عرب جز هویت سیاسی در اصل تشکیل آن نیست و عرب به مفهوم همان جمهوریت که قبلا" در مورد ریشه کلمه سومر بیان گردید یعنی منشاء اعراب همان سومر و شهر Ur یا شهر ارم است و اعراب هویتشان هویت شهر ارم به معنای شهر پایتخت ، مجلس ، جمهوری و در خلاصه سیاسی است نه خونی حماسه ای.

 

سریانی

 

 به تبع آن مشاهده میکنیم که نام اقوام و تمدنهای اطراف سومر نیز از همین قاعده پیروی مینماید ، مثلا" نام تمدن سریانی با این تحلیل باز به جمهوریت و جمهور اشاره دارد و در حقیقت از اصل کلمه "جمع" برخی حروف مانده برخی حذف شده اند مثلا" برای ابراز مفهوم کلمه "ج" مانده و بقیه حذف شده یا "م" مانده و "ج" و بقیه کلمات حذف شده است و در سریانی نیز همین اتفاق را مشاهده میکنیم البته بهتر است این موضوع را بعدآ بحث و هم اکنون از منظر دیگری به ریشه حروف می پردازیم به شکل ذیل:

 

Syria===================> Sy (Sy, Su, Si==>Co) + Ria ( Rey, Ruk)

 

و همانطور که مشاهده میکنیم در اینجا Su یا Si به معنی جمع و Rey همان ارک یا حکم است و مجموعا" به جمهور اشاره دارد. قابلیت تبدیل حروفی چون  S و C به یکدیگر به مفهوم نام "قوم کرد" که مجاور سریانی بوده است میسریم به شکل ذیل:

 

Kord ==================> Ko (Co) + Rd (Rod, Rad, Ruk)

 

همانطور که میدانید Co به معنای هم ، با هم و جمع و Rad همان ارک است در نتیجه کلمه "کرد" همانند کلمه سریانی به معنای حکم جمعی یا "جمهور" خواهد بود. یعنی نام قوم کرد به جمهور و جمهوریت اشاره دارد و هویتی مستقل از تفکر و نظام سیاسی حاکم نیت که تحت لوای آن این قوم شکل گرفته و جمعیت آن افزایش و بصورت قومی بزرگ درآمده است.

 

هم ریشه گی کلمه شورا و شهر را نیز میتوان به همین شکل درک نمود در حقیقت شهر جز محل شوراهای قدیم نبوده و این استعاره به تمام مکانهای تجمع بزرگ کنونی نیز گفته میشود یعنی در کلمه شهر ، شورا نهفته و شورا  به شهر تبدیل گردیده است و حتی این هم ریشگی را در کلمه سیریا یا سوریه نیز میتوانیم مشاهده کنیم که "س" به "ش" تبدیل شده و شیریا یا شورا و مجلس را تبیین مینماید در حقیقت پارافراتر نهاده و از مفاهیمی که در اصل برای بهبود روابط بین بندگان خدا بکار میرفته ، مفاهیم حماسی جنگ افروزانه ساختن و انسانها را را از هم جداکردن را چگونه با این اصول میتوان مطابقت داد که همه به همزیستی و اتحاد اشاره دارد.

 

به همین شکل تعبیر نام سوریه ، شوریه یا شورایه یا بطور خلاصه جمهوری است.

 

دموکراسی

 

آنچه از تعریف نظامهای سیاسی بدستمان رسیده از منابع یونانی است که بطور منظم و دقیق توسط محققین اروپایی ترجمه و منتشر شده، چنانچه نظامهای سیاسی را بطور وضوح و بصورت تقسیم بنده معین تعریف میکند که در این بین "دموکراسی و ریپابلیک" به جمهوری اشاره دارد و لغت شناسی دو کلمه نیز به همین اشاره دارد که در آن "دموک" صفت "راسی"ا را معین میکند که "دموک" همان "جمعی" و "راسی" به معنای حکومت ، حکم یا فرمان و تغییر یافته لفظ "راک" "روک" یا "ارک" میباشد که با تبدیل "ک" به "س" به شکل "راسی" درآمده است.

 

 خود یونانیان از همین شیوه جمهوری کنفدره تبعیت میکردند و نام یونان "Greece" به همین اشاره دارد که در آن "Gi" نشان جمع و تحریف شده حرف "C" یا "Co" میباشد و "Reece" همان روس به معنی حکومت یا حکم میباشد که مجموعا" به جمهوریت اشاره دارد.

 

نام جمهور در نام بسیاری از اقوام به اشکال گوناگون ظاهر میگردد و نام اقوامی که به ظاهر با هم متفاوت است همه تغییر یافته نام جمهور میباشد که به تعدادی از آنها اشاره و تعدادی دیگر در ذیل ذکر میگردد:

 

*کره

Korea ========> Ko (Co) + Rea (Rey) ========> CoRey =====> Cumhur  

 

*آرامی

Arami ========> Ur + Am ======> Cumhur

 

*عبری

Ebri  ========> Eb (Am) + Ri (Rey) ======> Cumhur

 

که با تعقیب حرف "ر" "R" یا هم ردیفان آنها در نام اقوام میتوان به بسیاری از اسامی قومی که به جمهور اشاره دارد رسید.

 

حال در اینجا بحث ثمود را به پایان میبریم تا در فرصت مناسب بحث را بصورت مفصل تر بررسی کنیم و به اصحاب "رس" میپردازیم.

 

 

"اصحاب رس"

 

در اینجا به بخش سوم از نظامهای سیاسی که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده است میرسیم و آن "صحاب رس"میباشد.

 

همانطور که میداید اصحاب یا دوستان با دوستی شکل میگیرد و دوستی گردآمدن افراد مختلف بدلیل خصلت و خصوصیتی مشترک است و الا هیچ دوستی بی خصوصیتی مشترک شکل نمیگیرد و محور دوستی همین مشترکات است. خصوصیت مشترک اصحاب یا یاران رس همین لفظ "رس" میباشد حاال این "رس" چیست که با مراجعه به روایتی از امیرالمومنین (ع) برمیخوریم که سرگذشت "اصحاب رس" را بیان مینماید که جامعه ای متشکل از دوازده تا سیزده طایفه بودند که درختی را در موسم خاص میپرستیدند و به علت پرستیده شدن درخت بعدا" خواهیم پرداخت و این موضوع را از منظر نظامهای سیاسی بررسی مینمائیم زیرا اصحاب رس در ردیف عاد و ثمود آمده و همانطور که توضیح داده شد نظام عاد نظامی مرکزگرا ، نظام ثمود نظامی توزیع گرا و در نتیجه "اصحاب رس" میبایستی مجموعه ای مختلف از نظامهای سیاسی تکثرگرا را معرفی کند و با بررسی ریشه شناسی لغت یا لغت شناسی و نظامهای سیاسی موجود در یونان به این کلمه برخورد میکنیم که در تمام نظامهای سیاسی طبقه بندی شده موجود قدیم و در کتاب "سیاست" ارسطو موجود است و آن کلمه "رسی" میباشد یعنی این کلمه یا "رس" همان معنی حکم ، حکومت ، فرمان یا بطور خلاصه "روک" یا "ارک" را میدهد که در آن "ک" به "س" تبدیل شده است همانطور که در بسیاری از زبانها و لهجه ها اتفاق میافتد . تقریبا" این کلمه ای مشترک در تمام ترمهای سیاسی است که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره میگردد:

 

تئوکراسی Theocracy

 

دموکراسی Democracy

 

آریستوکراسیAristocracy

 

همانطور که مشاهده میکنیم Racy ، Rac ، Ress  به فرمهای گوناگون در ترمهای سیاسی منابع یونانی تکرار میگردد که به ارک یا قانون یا حکم یا بطور خلاصه کشتی حضرت نوح (ع) اشاره دارد.

 

در نتیجه لفظ "اصحاب رس" در قرآن به همین نظامهای سیاسی با محوریت "Ress" اشاره دارد.

 

حال علت پرستیده شدن درخت در روایت حضرت امیرالمومنین (ع) چیست؟ علت محتمل مربوط به "رس" و چیزی است که "رس" از آن ساخته شده است یعنی ارک کشتی حضرت نوح (ع) و چوبی که "ارک" از آن ساخته شده است و چوب نیز به درخت اشاره دارد یعنی احتمالا" درخت را منشاء نجات خود و انسانها میشمردند و وسیله در طول سالیان به هدف تبدیل شده بود و مورد پرستش واقع میگردید.

  

 

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 12 خرداد 1394 ، 12:44