هُدیً لِلعالَمین

  • مشاهده در قالب پی دی اف

 هُدیً لِلعالَمین

إِنَّ اَولَ بَیتٍ وُضعَ لِلنّاسِ لَلذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلعالَمین    

همانا نخستين خانه‏اى كه براى مردم بنا شد در مكه است و مايه بركت و هدايت جهانيان است

 

هدی للعالمین نام و خصوصیتی  است که به مسجدالحرام، کعبه خانه خدا در قرآن اطلاق میگردد. به بحث در مورد پیام خداوند خواهیم پرداخت در دو جهت یکی از حقیقت این خصوصیت و مشخصه و دیگری اثرات تربیتی آن.

هدی للعالمین در حقیقت به معنای هدایتگر جهانیان است یعنی موجب هدایت عالمیان یا جهانیان است حال جهانهایی که خداوند از آن یاد میکند کدامند و چگونه خانه کعبه موجب هدایت آنها می گردد را بتدریج به بحث گذارده و با ارائه برخی مدلها به تحلیل آن خواهیم پرداخت. مدلها را بسیار سریعتر از آنچه مورد انتظار است ارائه خواهیم نمود و با مهندسی معکوس به عمق این حقیقت خواهیم رسید و در اینجا به شکل مسجدالحرام در پایین دقت کنید:

  

بلافاصله در ذهن انسان عنصری از دستگاههای ساخت بشر به ذهنمان خواهد رسید که تمامی اعمال و فعالیتهای کنونی و جهان معاصر ما وابسته به وجود آن شده است و عملا" عدم وجود آن به معنای تعطیلی تمام فعالیتهای جهان معاصر می باشد و همانطور که میدانید این وسیله کامپیوتر می باشد. هسته اصلی و مرکز فعالیتهای کامپیوتر پردازنده آن است و شباهت ظاهری عجیب آن با مسجدالحرام که در مرکز آن کعبه به شکل ریزپردازنده وجود دارد را می توان مشاهده کرد:

  

 

 

 

 

مردمان گرد کعبه همچون پینهای اتصال گرداگرد خانه کعبه می گردند و شباهت ظاهری آن کاملا" از دید بیننده قابل درک خواهد

بود.

خواهیم دید که مسجدالحرام و کعبه و زمین یا ارض همان نقشی را بازی می کنند که ریز پردازنده، پردازنده و کامپیوتر و ستاد در یک سازمان و همانطور که کارکرد صحیح عناصر کامپیوتر نقش اساسی در بهره وری (برکت) سازمان دارد همان نقش نیز به کعبه، مسجدالحرام و رمین (ارض) داده شده است.

به آیات قرآن مراجعه می کنیم آنجا که خداوند به ملائک می فرماید که بر انسان سجده کنید و در حقیقت این سجده حکایت از تعیین مدیر جدیدی برای سازوکارهای در حال پیشرفت و گسترش آفرینش بوده و در هنگامه واگرایی به جهت شکل گیری همگرایی مجدد آفرینش انسان به عنوان عامل وحدت بخش که نوید بخش توحید مجدد در نظم آفرینش بوده توسط خداوند قادر با توجه به شرایط خاص آن مرحله از آفرینش طراحی و خلق می گردد و نمام آفرینش و کائنات ملزم به اطاعت از او که با اسماءالله تجهیز شده است، می گردد به غیر از ابلیس که از سجده و تبعیت طفره می رود و اولین آنهائی میگردد که دست به شورش علیه نظم آفرینش میزنند و البته در اینجا به همین حد کفایت میکنیم و این بحث را به وقت دیکری موکول میکنیم تا بطور مفصل از ابتدای خلقت جریانات آفرینش را بیشتر تحلیل نمائیم.

عدم پذیرش ابلیس و تلاش وی برای خروج از فشار حاصل از اطاعت انسان و کبر وی در نهایت به فریب انسان و دست یازیدن به میوه ممنوعه که شجره انسانی بوده می گردد و پس از آن به عریان بودنشان یا به اندامای جنسیشان پی میبرند که این نشانگر عملی است که به موجب آن متوجه این اندام میگردند و هدف ابلیس در برهم ریختن وحدت آفرینش (با ایجاد شاخه های گوناگون نسل انسانی) و توحید محقق می گردد و با شکل گیری انسانهای جدید دیگر انسان خود اراده انتخاب دارد و از هر جفت انسان، انسانهای بسیار و این تکثیر الی بی نهایت هرج ومرج فزاینده ای را در سازوکار آفرینش پدید می آورد و عملا" وحدت آفرینش و هماهنگی آنرا که بطور تمام و کمال در یک جفت خلاصه بود را از بین می برد و جهنمی از آشوب در کائنات پدید می آورد که در این حال است که که آدم و حوا و هم ابلیس از درگاه خداوند رانده می گردند و به مرحله پایینتری در نزد خداوند نزول می نمایند و هبوط حضرت آدم (ع) شکل میگیرد زیرا تکثیر در آن نقطه برای فرزندان آدم هم محل مناسبی نبود و هم نظم آفرینش را به چنان هرج و مرجی می رساند که کنترل اوضاع هر لحظه بر حضرت آدم (ع) سخت تر می شد.

   با هبوط حضرت آدم (ع) یعنی نزول درجه وی در مقابل خداوند برای اداره آفرینش که با دور شدن از جوار رحمت وی همراه بود و گریه های شبانه روزی وی و قبول توبه وی با شرط واسطه قرار دادن پنج تن آل عبا (ع) زندگی زمینی حضرت آدم (ع) و اولاد وی آغاز می گردد.

در حقیقت قبول توبه حضرت آدم (ع) به شرط پنج تن آل عبا (ع) ماهیت این شجره ممنوعه را روشن میکند که با روند افزایش اولاد آدم (ع) تنها عوامل و عناصری که میتواند وحدت را مجددا" به جامعه انسانی و در نتیجه به آفرینش بازگرداند توسل به پنج تن آل عبا (ع) یعنی اهل بیت (ع) رسولالله (ص) می باشد. توسل به منش کردار و اخلاق پنج تن (ع) تنها عامل تنظیم روابط جامعه انسانی به طور صحیح و اصولی خواهد بود و در نتیجه با تبعیت آفرینش از انسان و نوع روابط او بجای هرج و مرج و افتراق ، وحدت، هماهنگی و توحید را خواهیم داشت، بجای استثمار تلاش و بجای عذاب و نابودی لذت و شکوفایی را شاهد خواهیم بود.

  با الزام آفرینش به تبعیت از انسان، از رفتارهای وی نیز تبعیت نمود و هنگام تلاش برای نظم و هماهنگی بین همنوعان خویش عناصر آفرینش نیز در جهت نظم و هماهنگی بین یکدیگر پرداختند و بی نظمی و نا هماهنگی جماعات انسانی موجب بی نظمی و ناهماهنگی عناصر آفرینش گردید. جهت تجربیات ملموس شهادت آب حاصل تحقیقات پروفسورماسارو ایموتو خواهد خوبی از این روند حقیقی و طبیعی ارائه نماید که در ذیل به برخی از آنها پرداخته می شود:

 

همانطور که در بالا مشاهده میفرمائید هماهنگی اجتماعی انسان به نظم بلورین آب منجر می گردد یعنی تلاش انسان به ایجاد انتظام بین یکدیگر به انتظام بین عناصر آب و تلاش مولکولهای آب در این جهت منجر میگردد و این نمونه ای از تبعیت عناصر و اجزای آفرینش از انسان و رفتارهای اوست.

این مسئله را بطور عملی در هر سازمان اجتماعی نیزمیتوانیم مشاهده میکنیم در آنجا که هماهنگی در سطح رهبری موجب انتظام اجتماعی و عدم هماهنگی و هرج و مرج در ستاد موجب سرایت آن به لایه های پائین تر سازمان و اجتماع خواهد شد.

حال با توضیحات ارائه شده با دید بهتری روی مشابهتهای دو سیستم کامپیوتر و زمین(ارض) که نقطه مرکزی آنه یکی پردازنده و دیگری مکه مکرمه است باز میگردیم. همانطور که میدانید کامپیوتر در جهان کنونی و سازمانها و همچنین ستاد هر سازمان نقش مهمی را ایفا میکند و وابسته به نوع سازمان وظیفه خاصی به آن محول شده است که از کارهای ساده اداری تا کنترل و هدایت عملیات را در هر سیستم بر عهده دارد در حقیقت به نحوی در سازمانهای کنونی نقش محوری را در هدایت عملیات و بهره وری هر سازمان دارد چنانکه با افزایش عملیات و افزایش توانایی کامپیوتر به تناسب آن بهره وری سازمان افزایش می یابد. حال ببینیم چه عامل اساسی توانایی کامپیوتر را افزایش می دهد و به طراحی مدارها خصوصا" مدارهای ریزپردازنده می رسیم یعنی هر قدر مدارهای ریزپردازنده بهینه تر می گردند در نتیجه سرعت و کارآیی بالاتر و خروجی کامپیوتر با توان بالاتر سبب بهره وری بیشتر سازمان میگردد و در حالت بهینه و تناسب بین ستاد سازمان و کامپیوتر بکار رفته بالاترین بهره وری را شاهد خواهیم بود. این امر در زمین (ارض) به عنوان مرکز و اتاق فرمان کائنات و آنهم به دلیل وجود انسان را نیز می توانیم مشاهده کنیم که با مقدمه ای که قبلا" در مورد تبعیت آفرینش و کائنات از انسان و رفتارهای او ذکر گردید مشاهده میکنیم که ارض به عنوان اتاق فرمان یا هدایتگر کائنات مشابه وظیفه محوله به کامپیوتر عمل مینمایند که نقطه مرکزی آن مسجدالحرام به عنوان ریزپردازنده می باشد و انسانها به عنوان مدارهای هدایت جریان روح هدایتگر درونشان در محل استقرارشان به سمت مسجدالحرام میباشند که جریان هدایت سازوکار آفرینش را بر عهده دارند و هر بخش از وجود انسان بخشی خاص از عناصر جهان را کنترل مینماید به همین دلیل انسان عصاره کائنات نام گرفته است زیرا به دلیل ساختار خاص وی با تمام عناص جهان در حال کنش و واکنش است و در حالت اجتماعی به نحوی هدایت جمعی شکل گرفته و ماحصل هدایت جمعی در هدایت جمعی آفرینش منعکس خواهد شد.

با شکل گیری جماعات و لزوم همزیستی و ارائه مدلهای مختلف اجتماعی در جهت ایدئولوژی، اعتقادات و فرهنگ هر اجتماع در طول تاریخ مدلهای متعدد معرفی گردید که از ابتدای امر بدلیل عدم افزایش جمعیت، انزوای نسبی و محدودیت ارتباطات این مدلها کم و بیش جوابگوی محدود به نیازهای خاص هر زمان را ارائه می نمود که با توسعه جوامع هر روز مدلهای بهتر و جامعتری جهت جوابگویی به توسعه دامنه نیازها ارائه گردید این مدلها در قالب تعالیم، قوانین و مقررات اجتماعی توسط مصلحین اجتماعی و در اوج آن توسط پیامبران به بدنه اجتماع ارائه گردید و در هر زمان موجب خروج اجتماع از بن بست منجر به انفجار مبتلابه میگردید و افقهای جدیدی از همزیستی را ارائه می نمود تا روابط اجتماعی را تنظیم و روح تعاون را بیدار و مهرو محبت را مابین ابناءآدم حفظ و توسعه دهد و بجای نزاع و درگیری آرامش و دوستی را بنیان و حفظ نماید. تمام ادیان، سیستمهای اجتماعی و تئوری های مختلف خودآگاهانه و یا نا خودآگاهانه همین مهم را تعقیب میکرده که حاصل آن بهره وری، رفاه، توسعه عل، فرهنگ و فن آوری بوده است که سیستم ها و تئوریهای مختلف غیرمستقیم منتزع از تعالیم الهی که توسط پیامبران منتقل گردیده بوده است حتی اگر مطرح گردد که اینها تعالیم و مکاتب انسانی بی مراجعه به تعالیم و منشاء الهی است و درحقیقت تعالیم و مکاتب انسانی همان جزایر بدور افتاده و منفک شده از همین تعالیم منسجم الهی است. هیچ سیستم اجتماعی نیست که از مکاتب و تعالیم الهی که توسط پیامبران منتقل شده نشات نگرفته باشد.

پیامبران الهی از آدم (ع) تا خاتم (ص) همین خط مهر و تلاش برای پایهگذاری جامعه ای تربیت یافته با تعالیم الهی را تعقیب نموده و به حق اسلام نام گرفته و هر پیامبری از پس پیامبر دیگر در زمانی که به امر الهی بوده ظاهر گشته تا انحرافات از این خط الهی را اصلاح و جامعه را از نابودی و عذاب جزء و همچنین عذاب کل نجات بخشند و جامعه ای سالم را پایه ریزی نهند و این سیستم و دین و تعالیمی که آنها مامور به رسالت آن شدند دین اسلام از ازل تا ابد نام گرفت حتی اگر با کلمات گوناگون نیز یاد شده باشد زیرا هدف آن جامعه ای سالم با انسانهایی سالم بوده است که اوج این دین و کمال آن توسط حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) بر جامعه انسانی توسط قرآن کریم با وحی خداوند نازل گردید و توسط ولی و وصی رسوالله در جامعه همت به تفسیر و اجرای آن مقرر گردید ولی و وصیی که قرآن ناطق نامیده شد و چون متخصص تمام و کمال که تمام جزئیات سیستم خود را می شناسد، هدایتگری آنرا به مسئولیتش گذاردند و این امانت او و فرزندان او گردید تا یوم القیامت کنار حوض یعنی با تعبیر بهتر به مثابه تمام شرکتهای مسئولیت پذیر ماشین آلات و تکنسین مخصوص آن تحویل گردید و در حقیقت سیستم و مکانیزم اسلام بهمراه متخصص خاص آن برای جلوگیری از انحراف جامعه مسلمین به مثابه کشتی حضرت نوح (ع) در حدیث رسولالله به جامعه انسانی ارائه گردید که حدیث ثقلین اشارت به همین دارد یعنی قوانین و تعالیم کتاب خدا و مفسر و مجری آن از نسل رسول الله به جامعه مسلمین و جامعه انسانی ارائه گردید تا از آنها پیروی نموده و منحرف نگردند.

هر اندازه بر توسعه اجتماعی و فرهنگی در طول زمان افزوده گردید به همان درجه بر گستردگی دستورات دینی افزوده شد و در طول تاریخ در حقیقت نسلهای متعدد از دینی را شاهد هستیم که اسلام نام دارد و دایره شمول آن در هر زمان و شرایط خاص و بسته به نوع اجتماع متعدد بوده و در حقیقت همین فرآیند را در کامپیوتر نیز مشاهده مینمائیم که با افزایش روابط و توسعه نیازهای پیرامونی انتظارات گسترش یافته نسلهای متعدد از کامپیوترها ایجاد گردید که متناسب با نیازها فرآیندها را بطور منطقی هدایت مینمود در حقیقت همانطور که هدایت و بکارگیری کامپیوتر مهرت و اپراتور خود را نیازمند است هر مرحله زمانی ازحیات اسلام نیز متخصص خاص خویش را نیازمند بوده که به آن ولی الله گفته می شود چنانکه این همان متخصصی است که تمام و کمال میتواند مکانیزم را هدایت و رهبری نماید و بجای نابودی و عذاب جامعه را به سمت رشد و شکوفایی ببرد . در حقیقت هیچ سیستمی نبوده مگر اینگه اپراتور متخصص خاص آن ارائه گردیده که به جزئیات هدایت آن واقف بوده است و هیچ مجموعه قابل اعتمادی در جهان وجود ندارد مگر اینکه از این قاعده پیروی کند و انتخاب تکنسین هیچگاه به رای گیری عموم گذارده نمی شود زیرا جامعه علم و توانایی شناخت متخصص قطعی را ندارند و تنها این علم نزد خداوند است و در بعد انسانی کسی است که دستگاهی راطراحی و ساخته در نتیجه هدایتگر آنرا نیز خود او معرفی می کند زیرا علم جزئیات مکانیزم نزد اوست در نتیجه این بحث یعنی بحث ولالله بحث انصاب ای است نه انتخابی به رای مردم و تنها بسته به شرایط مقبولیت جامعه تغییر می نماید و حکومت فراگیر هم زمانی انتصاب و مقبولیت است. بهترین نوع تفسیر و اجرای قوانین در حکومتی است که راس آن ولی الله قرار دارد این همان حکومتی است که جامعه در بهترین شرایط به سمت رشد و کمال و بهره وری مادی و معنوی رهنمون میگردد و  تمام شرایط در حالت بهینه آن قرار میگیر که با این وصف در جهان واپسین بهترین شرایط سازوکار و در نتیجه بهره وری و برکت از آن در"فتبارک الله احسن الخالقین" فراهم میگردد زیرا آخرت متاثر از همین رفتارهای ما شکل میگیرد چنانکه اگر کامپیوتر و بالاخص پردازنده آن در کمال خود خوب کار کند خروجی آن یعنی هدایت عملیات به بهترین شکل و در نتیجه بهره وری سازمان در حد اعلای آن خواهد بود.

در حقیقت مثل تمام سیستمها پردازنده ها نیز با قوانین خاص خود کار میکنند و طراحی و طرح هر پردازنده در کارکرد آن تاثیر قطعی خواهد گذارد یعنی طراحی مدارها و عملیات و سایر عوامل در خروجی آن تاثیر قطعی دارد که با طرح درست و بکارگیری بهترین قوانین طراحی موجود میتوان به پردازنده ای با بهترین کارآیی رسید که نتیجه آن در کارکرد کامپیوتر و بهره وری سیستم خواهد بود و این امر در اجتماع نیز اتفاق میافتد بهترین بهره وری و کارآیی و برکت در جامعه موقعی اتفاق می افتد که اجتماع بر اساس بهترین قوانین یعنی قوانین اسلام  و بهترین تفسیر آن طراحی گردد که به آن ولایت اهل بیت (ع) میگوئیم و این پردازنده آفرینش در بهره وری و برکت آخرت همان تاثیر بهترین پردازنده موجود را خواهد داشت که مصداق آیه شریفه "ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار" خواهد بود.

آری طراحی مدارهای این پردازنده آفرینش یا تنظیم روابط انسانها بر اساس فرهنگ اهل بیت (ع) که در مرکز آن ایمان و اعتقاد به هدی للعالمین یعنی مسجدالحرام قرار دارد و همه هماهنگ به آن سجده میکنند که هدایتگر انسان، اجتماع انسانی و در نتیجه تمام عناصر عالم ارضی (بحث شهادت آب) و عالم ارضی هم خود به نوبه خود سازوکار جهان واپسین را در بهترین شرایط تنظیم و موجب هدایت آن میگردد در نتیجه پیروی از این فرهنگ یعنی فرهنگ اهل بیت (ع) یعنی اوج هماهنگی، رضایتمندی، رشد و شکوفایی، رفاه، خوشبختی و تجلی "اسماء الهی" در ارضی که ارک خداوند است.

  29.09.1390

 

      

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 4 مرداد 1391 ، 15:55